اسماعيل ناظم

13

طب و طبيعت ( فارسى )

اخلاط و اعضاء و ارواح و قوا و افعال آن را به شكل طبيعى جارى كند و حافظ آنها باشد . از جهت ديگر ، طبيعت مىكوشد تا مضرّات را از بدن دفع كند و بيماريها را از آن دور كند و فضولات بدنى را تصفيه كند . امّا هركدام از اين اهداف ، بر اساس قوانين خاص و عملكردهايى ويژه صورت مىگيرد و لذا اين بخش را در دو فصل عرضه مىداريم : فصل اوّل به تبيين قوانين كلّى عملكرد طبيعت در جهت اهداف مذكوره مىپردازد و فصل دوّم ، به برخى روشهاى جزئيهء طبيعت در حفظ صحّت تن و دفع بيمارى اشاره مىكند . فصل اوّل : شناخت قوانين كلّى عملكرد طبيعت اين فصل ، از سويى ما را با « طبيعت » بيشتر آشنا مىكند و از سوى ديگر قوانين عملكرد او در حفظ صحّت تن و تدبير بدن سخن مىگويد تا طبيب را جهت ايجاد مصنوعى آنها ، كه در بخشهاى آينده به تفصيل از آن سخن گفته مىشود ، آماده مىكند . و لذا اين فصل را بايد زيربناى مباحث آتى ناميد ، چرا كه با فهميدن اين قوانين است كه طبيب ديگر خود را ناآشنا و بيگانه از طبيعت - به عنوان سيستم مديريتى بدن - نمىداند ، بلكه طبيعت را عنصرى آگاه و همكار خود مىيابد و لذا علائم و هشدارهاى او را به ديدهء حرمت مىنگرد و در راستاى پاسخى مناسب به آنها مىكوشد و ياد مىگيرد كه طبيعت از او چه توقعى دارد . اول : قانون « نضج » : هرگاه خلطى زايد و يا فاسد بر بدن غلبه كند و طبيعت بخواهد آن را از بدن دفع كند ، ابتدا به آن خلط مىپردازد و سپس آن را از بدن دفع مىكند . در طى فرآيند اين عمل طبيعت ، اخلاط موجب بيمارى ، قابليت دفع از بدن را مىيابند ؛ زيرا اخلاط اگر خيلىخيلى رقيق باشند ، بايد قدرى تغليظ شوند تا دفع شوند ، چون مواد رقيق در عضو و نفوذ مىكنند و به سادگى قابل دفع نيستند ؛ و اگر خيلى غليظ باشند ، بايد قدرى رقيق شوند ، چون اخلاط با غلظت بالا هم از مجارى تنگ قابل دفع نمىباشند ، و اگر هم لزج باشند ، لزوجت